اِدغام و همکاری هوشمندانه هوش اِنسانی در کنار هوش‌مَصنوعی

گــروه تحلیل و توسعه راهکارهای سازمانی هــوش‌اَفزوده، با راهبری و مدیریت پروژه دکتر محسن غفاری، به پشتوانه تجربه موفق در اِجرای پروژه‌های نرم‌اَفزاری در سطح ملّی و بین‌المللی  و وزارتخانه‌های کشور،  رسالت خود را هم‌سو با تحــــــــولات فناوری هوش‌مَصنوعی تعریف کرده و هــم‌چنین با پشتوانه عضویت در اِتـــحادیه بین‌الـمللی  صـنعت هوش‌مَـــصنوعی و ثبت اِختراعات مُــعتبر داخلی و بیــــن‌المللی، توانمندی خود را در توسعه و اِرائه راهکارهای متنوع و پیـــشرفته در این حوزه تثبیت نموده اَست. گواه عینی این  فعالیت‌ها، مشارکت فعال گروه در پروژه‌های در حال اجرای هوش‌مَصنوعی در  داخل و خارج از کشور اَست.

فازهای اِجرایی یکپارچه‌سازی فناوری‌های هوش‌مَصنوعی در سازمان‌ها بر مبنای پژوهش‌های عملــــی و تجربی رویکرد هوش‌اَفزوده

۱. درک تکنولوژی هوش‌مَصنوعی

کسب و کارها، پــیش اَز اِجرای اولیه هوش‌مَصنوعــی، باید درک کــنند تکنولوژی‌های مخـتلف چه کارکردهایی دارنــد و نقاط قوت و محدودیت‌های هر کدام را شناسایی کنند. برای نمونه، یادگیری عمیق در فراگیری حجم زیاد داده‌های دسته‌بندی شده عالــی عمـل می‌کـند، اَمـا تقریبــاََ نمی‌توان فهمیــد چه طور اُلگوهایی شکل می‌دهد. این مســــئله جعبه ســیاه می‌تواند در صنایع به شدّت قانونمنــد مانند خدمات مالی مشکل آفرین باشد، حیطه‌هایی که در آن‌ها، نظارت‌کنندگان می‌خواهند بدانند چرا تصمیم‌های خاصی گرفته می‌شوند.

مـــــا با ســـــازمان‌های متعددی مواجه شدیم که با اِستفاده اَز فناوری‌های اِشتباه برای اَنجام دادن کاری که در دست داشتند، زمان و پول خود را تلف کردند. امّا اگر کسب و کارها  درک درستی اَز فناوری‌های مختلف داشته باشند، بهـتر می‌توانند تعیین کنند کدام فناوری به بهـترین شکل نیازهای  خاصی اَز آن‌ها را برآورده می‌کند، بهتر اَست با کدام تأمین کننده کار کنند و یک سیستم با چه سرعتی اِجرا می‌شود. دســــتیابی به چنین درکی مستلزم تحقیق و آموزش مداوم اَست. 

۲. ایجاد نمونه ‌کاری اَز پروژه‌ها

گام بعدی در راه‌اَندازی برنامه‌های هوش‌اَفزوده، اَرزیابی نظام‌مَند نیازها و قابلیت‌ها و سپس ایجادِ مجموعه اولویت‌بندی شده‌ای اَز پروژه‌هاست. در شرکت هایی که آن‌ها را مطالعه کرده‌ایم، این کار معمولاََ در کارگاه‌ها یا از طریق مشاوره‌هایی در مقیاس کوچک اَنجام می‌شود. توصیه ما این اَست کسب و کارها اَرزیابی هایی را در سه حیطه گسترده اَنجام دهند:

۱- شناسایی فرصت‌ها: نخستین اَرزیابی تعیین  می‌کند کدام حیطه کسب و کار می‌تواند بیشترین بَهره را اَز فناوری‌های هوش‌مَصنوعی ببرند.

۲- تعیین موارد اَرزش آفرین: حیطه دوّم اَرزیابی مواردی را بررسی می‌کنــــد که در آن‌ها، فـــناوری‌های هوش‌مَصــــنوعی  اَرزش قابل‌ توجهـی به وجود می‌آورند و به موفقیت کسب و کار کمک می‌کنند. 

۳- اِنتخاب فناوری: حیطه سوّم اَرزیابی بررسی می‌کند آیا اَبزارهای هوش‌مَصنوعی با وظیفه تعیین شده برای آن‌ها تطابق دارند یا نه.

۳. راه‌اَندازی پروژه‌های آزمایشــی

اَز آن‌جا که قابلیت‌های کنونی و ظرفیت مطلوبِ هوش‌مَصنوعی همیشه آشکار نیسـت، همواره توصیه می‌شود کسب و کار ها پیش اَز اِجرای پروژه‌‌ها، آزمایشی را برای برنامه های هوش‌مَصنوعی خود لحاظ کنند. در فازِ اِجرایی  آزمایش پروژه‌ها، یک گروه هدایت برتر هوش‌اَفزوده یا ساختار مشابهی برای مدیریت پروژه در نظر گرفته می‌شود. این گروه به کسب مهارت‌ها و قابلیت‌های فناوری مورد نیاز درون سازمان کمک می‌کند، و در عین حال در تبدیل پروژه‌های آزمایشی کوچک به برنامه‌های کاربردی گسترده‌تر با  تأثیرگذاری بیشتر مؤثر خواهد بود. 

هم چنین در این فاز و توسعه پروژه‌ هوش‌مَصنوعی آزمایشی، به این می‌اَندیــــــشیم که با تــــمرکز روی تقســـــیم کار بین اِنــــسان و هوش‌مَصنوعی، چگونه می‌توان فرآیند‌های کاری را دوباره طراحی کرد. در غایت پروژه‌های هوش‌اَفزوده، ۸۰٪ تصمیم‌ها را ماشین و ۲۰٪ آن‌ها را اِنسان می‌گیرد؛ در نتیجه  باز طراحی درست جریان کار برای اِطمینان از این‌که اِنسان و ماشین نقاط قوت یکدیگر را تقویت می‌کنند و نقاط ضعف هم را می‌پوشانند ضروری اَست. 

۴. اَفزایــش مقـیاس

ما بر این باوریم که کسـب و کارها و سازمان‌ها برای دســـــتیابی به اَهدافشان‌شان، به برنامه های مفصـــــلی برای اَفزایش مقیاسِ کار خود نیاز دارند؛ کاری که مستلزم همکاری‌های بلند مدّت اَست.  به این علت این فاز  را نیز قابل اَهمیت می‌دانیم که بسیاری اَز  کسب و کار ها، پروژه های هوش‌مَصنوعی آزمایشی را آغاز کرده‌اَند، اَمّـا موفقیت چندانی در اِجرای آن‌ها در سطح سازمانی نداشته‌اَند. 
از آن‌جا که رویکرد هوش‌اَفزوده از وظایف و شرح شغل فردی بیشتر پشتیبانی می‌کند تا اَز فرآیندهای محض، اَفزایش مقیاس همواره نیازمند اِدغــــام با سیستـــــم‌ها و فرآیند های موجــود اَست. در نظرسنجی های ما، مدیران گزارش دادند چنین اِدغامی بزرگترین مسئله ای است که در طــــرح‌های اَولیه هـــــــوش‌مَصنوعی با آن رو به رو هستند.  

برای نمونه؛ کسب و کارهایی که کاهشِ شمارِ نیروی اِنسانی  را هدف اَصلی خود برای روی آوردن به هوش‌مَصنوعی ذکر می کنند، باید در حالت مطلوب برای تحقق این هدف در گذر زمان و  پس اَز اِجرای فازهای مختلف و در اِجرای فاز اَفزایش مقیاس برنامه  ‌‌‌‌‌ریزی کنند __ کاهش تدریجی کارکنان. 

mohsenghafary@gmail.com